X
تبلیغات
مدیسه
رایتل

نمونه سوالات فارسی عمومی واحد 35 علمی -کاربردی

دوشنبه 10 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 20:43
نمونه سوالات واحد 35  ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

شبی با مهتاب

دوشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 01:34
شبی با مهتاب

پریا تهرانی

 

پنجره اتاقم باز است. تخت خوابم کنار آن قرار دارد. هنگام خوابیدن و بیدار شدن آسمان را میبینم.

دیشب خیلی دیر خوابیدم، در واقع تا 6:30 صبح بیدار بودم. دلیلش این بود که حدود ساعت 3 نیمه شب، قرص کامل ماه درست وسط پنجره ی اتاقم قرار گرفته بود و نورش آنقدر زیاد بود که مرا از خواب بیدار کرد.  ادامه مطلب ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

جزوه فارسی عمومی

پنج‌شنبه 24 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 14:51

 

 

 

 

 

 

فارسی عمومی

 

 

دانشگاه علمی کاربردی

 

مدرس: خانم غفاری جاهد

 


 

 

           

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

نویسندگان ایرانی

جمعه 18 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 18:00
نویسنده
صادق هدایت
کتاب
بوف کور،زنده به گور،
کتاب
سه قطره خون،حاجی آقا
کتاب
علویه خانم
،توپ مرواری
صادق چوبکتنگسیر،چراغ آخر،سنگ صبور،
بزرگ علویچمدان،چشمهایش

جمالزادهیکی بود یکی نبودفارسی شکر است
فتح اله بی نیازبعد از مرگ هنوز می میرمترجیع بندی برای شاعران جوانحمله نفوذ ناپذیر گرگهای خاکستری
تقی مدرسییکلیا و تنهایی او

احمد محمودهمسایه هاداستان یک شهر
شهریار عباسیمی خواهم یک نامه کوتاه بنویسمسایه های بلند،هتل گموموسم آشفتگی
رضا امیرخانیمنِ او،ارمیا

اسماعیل فصیحثریا در اغما،زمستان 62

محمود دولت آبادیکلیدر،جای خالی سلوچکارنامه سپنجروزگار سپری شده مردم سالخورده
علی اشرف درویشیانسال های ابری سلول 18آبشوران،درشتی
زویا پیرزادچراغ ها را من خاموش می کنمعادت می کنیم
گلی ترقیخاطرات پراکنده

بلقیس سلیمانیطوبا و معنای شب

فریبا وفیپرنده من،ترلان

سیمین دانشورسووشونساربان سرگردانجزیره سرگردانی
جلال آل احمدمدیر مدرسه

عباس معروفیسمفونی مردگان





del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

زندگینامه استاد شهریار

یکشنبه 29 دی‌ماه سال 1392 ساعت 20:08
 

 موضوع تحقیق: زندگینامه استاد شهریار    

 

بهناز رحیمی فرد

واحد 34 علمی کاربردی

 

            سید محمد حسین  شهریار

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

نویسندگان و رمان های خوب جهان

شنبه 5 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 18:39

رمان ها نوولت ها و داستان های بلند پیشنهادی :      

 

ادامه مطلب ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

خاطره یک روز بارونی

یکشنبه 8 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 12:11
                        

امروز از روزای دیگه خیلی متفاوت تر بود چون به جای صدای گوش خراش زنگ ساعت با نوای دل انگیز و روح بخش اذان صبح که از گلدسته های  مسجد محل پخش می شد بیدار شدم که نوید بخش یه روزپر از امید میداد، با خوندن نماز صبح و گرفتن یه دوش آب گرم آماده رفتن به سرکار میشدم، 

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

طوفان در همایش

سه‌شنبه 3 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 00:13

نویسنده:سمانه خوشمرام


چند ماهی بود که در محل کارم برای برگزاری کنفرانس بین المللی آلومینیوم 2012 مشغول کار بودیم آقایون مرکز که برنامه کاریشون از 7 صبح بود تا پاسی از شب،خانم ها هم 8 صبح تا 6 بعدالظهر.کارهای خیلی زیاد و خسته کننده بود اما لذت بخش، در کنار هم بودن به بچه ها آرامش و انرژی میداد. هر روزنیروهای جوان (دختر و پسر) می آمدند تا در قسمتی از این دبیرخانه شروع به کار کنند. بچه های 

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

خاطره ی یک روز خوب با هزینه های نقاشی!!

شنبه 23 دی‌ماه سال 1391 ساعت 16:42

شراره ندافی - رشته فناوری اطلاعات  

الان یک هفته ای میشه که قصد دارم کلِ هزینه های کلاس نقاشیمو یک جا جمع بزنم و ببینم که آخرش چقدر برام خرج برداشته! هزینه ی دوره ی آموزشی به کنار، مبلغ مربوط به فاکتورِ خرید قلم موها و

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

یک خاطره از مأموریت اداری

پنج‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1391 ساعت 22:59

نویسنده:حمیرا چناری

آن روز یک ساعت زودتر از روزهای دیگر از خواب بیدار شدم. چون می بایست خودم را برای یک مسافرت سه روزه آماده می کردم، سفری که بیشتر جنبه ی کاری داشت.اداره ما هر چند وقت یکبار کلاسهایی برای کارمندان ترتیب می دهد و

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

خدمت سربازی از من مرد ساخت !

سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 12:54

نویسنده:حمید حق جو

فصل اول : آباده شیراز

از زمانیکه 17 ساله شدم کابوس 18 ساله شدن و سربازی رفتن مدام آزارم می داد . اما فرار از این موضوع دردی را از من دوا نمی کرد نه تک فرزند خانواده بودم تا بتوام از خدمت معاف شوم و نه پدرم می توانست هزینه رفتنم به دانشگاه آزاد را تامین کند ؛

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

چراغ قرمز

سه‌شنبه 9 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 12:06
نویسنده: حسن جوزی

مقدمه :

داستان و نوشته زیر کاملا واقعیه که بعنوان یک خاطره با برداشت های شخصی بیان میشه و نظر و انتقاد هرشخصی قابل احترام.

متن خاطره :

اوایل بهمن ماه سال 90 بود .

    

ادامه مطلب ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

تیغ بران روزگار

پنج‌شنبه 13 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 14:19

خاطره از:نرگس امینی

ساعت 5:30 صبح بود، در خواب ناز بودم که صدای مادرم به گوشم رسید:

   با هر نرگس تکانی به دستم می خورد. نرگس ... نرگس ... پاشو،آفتاب زد، نمازت قضا شد. نمازم که تمام شد، طبق عادت همیشگی شروع کردم به " الرحمن" خواندن، چه قدر آرامش بخش! تمام که شد

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

کیف پول

سه‌شنبه 13 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 18:34

 نویسنده :محسن شریعت- دانشجو

صبح یک روز زمستانی است . مثل همیشه رأس ساعت 7 صبح از خانه می زنم بیرون . کارمند هستم و کارم رو هم دوست دارم . طبق عادت همیشگی که دارم ، پول نقد ، خیلی زیاد همراه خودم نمی برم . دو دلیل برای این کار دارم که اولاً پول زیاد که تو جیب باشه زود خرج میشه و ثانیاً وقتی تکنولوژی انقدر پیشرفت کرده که همه خرید ها با دستگاه کارتخوان انجام می شود پول نقد چرا ؟ آن روز هم 500 تومان بیشتر همراهم نبود و پیش خودم گفتم تا اولین مسیری که قراره برم همین پول کافیه و اونجا

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

خاطرات جانباز

یکشنبه 21 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 22:48

نویسنده: مهدی رمضانیان(خاطرات از زبان پدر)

حدودا سیزده ساله بودم که انقلاب در مراحل پایانی و به عبارتی پیروزی خود بود (سال 57) من در سال دوم راهنمایی بودم با توجه به سنم تا حدودی در تظاهرات و تعطیلی کلاس ها به همراه دوستانم نقش داشتم (تعدادی همکلاسی بودیم که در تظاهرات شرکت می کردیم) در همین اوضاع و احوال و تعطیلی ها و تظاهرات یک روز از همه ی اطراف و

ادامه مطلب ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

دل نوشته

شنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 15:41

نویسنده: سعید پیرهادی ،دانشجو

شب است دیگر باید بروم آمده اند به سراغم. هی با خودم زمزمه می کنم آنجا چند مَـرده حلاجم ، کاری  کرده ام که مرا تحویل بگیرند و  به من احترام بگذارند؟ بالا رفته ام  تا جائی که خانه ام را از آن بالا میبینم .ای کاش به فقیری که روزی جلویم را گرفته بود کمک میکردم هرچند کم ولی کمک می کردم حالا دارم می بینم که با بچه هایش ز

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

خرگوش شیطون

شنبه 12 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 22:11

نویسنده:مریم عزیزی 

چند وقت پیش یه خرگوش داشتم . یه بچه کوچولو بود که خریدمش . خیلی ناز بود و دوستش داشتم . ولی مجبور بودم تو آپارتمان نگهش دارم . تا وقتی کوچولو بود خوب بود توی جعبه می موند و اصلا اذیت نمی کرد. اما یواش یواش که بزرگ شد دیگه توی جعبه نمی موند و می پرید بیرون . دیگه مامانم از دستش کلافه شده بود و می گفت

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

این هم خاطره ای است

یکشنبه 30 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 11:21

نویسنده: هاتف مظاهریان

خاطره نویسی کاری که تا حالا انجام نداده ام. شاید برای بعضی ها مثل آب خوردن باشد برای بعضی دیگر سخت. فکر می کنم برای من زیاد ساده نباشد خوب چون تا حالا این کار را یکبارهم انجام نداده ام. چند روز به انتخاب موضوعش فکر کردم. موارد زیادی به ذهنم خظور کرد. گفتم برای اینکه معنویتی هم داشته باشد از یک سفر زیارتی بنویسم مثل خسی در میقات. برای همین رفتم کتابخانه و یک نگاهی به آن انداختم . جملاتش کوتاه کوتاه بود و لحنش عامیانه. به نظر می آمد قبلا جایی کتاب زمین خورده بود و اجزاء جملاتش به هم ریخته بود. بعضی وقتا هم باید خودم یک کلماتی را بین جمله اضافه

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

یک روز پر خاطره

چهارشنبه 26 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 12:55

نویسنده: محمد باقر سلامی دانشجوی سخت افزار

بیدار شو بیدار شو- بیدار شو بیدار شو . این آلارم گوشی ام بود . اونقدر تکراری شده که فقط برای خفه کردنش از رختخواب دل می کنم . یه فکر کوچولو کردم . امروز چه روزی از هفته است؟اگر یکشنبه یا دو شنبه باشد ، باید قبل از وضو، دست و صورتم رو خوب بشورم که دیگه

ادامه مطلب ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

فقط شب امتحان درس بخوانید

یکشنبه 3 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 11:24

نویسنده: یزدانی

امروز شنبه است یکی از روز های آخر ترم و همین طور اولین روز شروع امتحانات.

طبق معمول همیشه وقتی که امتحان داریم با استرس زیادی از خواب بیدار شدم البته بیدار که چه عرض کنم اصلا شب تا صبح نخوابیدم از ترس امتحان حتی یک دقیقه

 

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

روزی که رفتم گذرنامه بگیرم

یکشنبه 3 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 11:21

 

                   محمد رجبی نژاد مقدم پاپکیاده

   سوراخ کردن یک تیرآهن، آن هم با دریل و مَتِه ایِ آهنی که نُکَش کُند است ، صدای ویولونی که درست کوک نشده آن هم در دست نوازنده ای ناشی و بالاخره بدترین آهنگی که در تمام عمرم شنیده ام زنگ بیداری موبایلم . باز واق واق میکرد. زیبا ترین موسیقی هم که باشد، باز هم روی تارهای 

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

یک روز کاری در دفتر وکالت

یکشنبه 3 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 11:10

نویسنده: فاطمه آصف نژاد

طبق روال هر روز ساعت 7 از خواب بیدار شدم. دست و صورتم را شستم صبحانه یک لیوان شیر با یه دونه خرما خوردم . یواش یواش آماده شدم .حدودا ساعت 50/7 بود که آماده رفتن شدم . از خونه تا محل کارم تقریبا 45 دقیقه راه هست البته به ترافیک هم بستگی داره ساعت 50/9 می رسم دفتر .مثل همیشه اول که وارد دفتر شدم رفتم کولر رو روشن کردم. زیر کتری رو 

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

یک اتفاق تلخ

یکشنبه 3 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 11:07

نویسنده:روح اله سهندی


ساعت 30/21 روز سه شنبه 21/4/90 بعد از یک روز کاری سخت وارد منزل شدم بعد از نوشیدن یک لیوان آب خنک،بعد از چند دقیقه خانمم از آشپزخانه وارد پذیرایی شد و گفت شام آماده است. من به او گفتم هوا امروز خیلی گرم بود تا شما سفره را پهن کنید من یک دوش بگیرم. همان موقع وارد اتاق خواب که شدم پسرم داشت با کامپیوتر بازی می کرد و من وارد حمام شدم و وقتی می خواستم 

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

یکروز در طبیعت

جمعه 31 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 10:41

نویسنده: زینب بگماز

امروز جمعه سیزده خرداد نود است. امروز تعطیل است و من همراه خانواده ام به مسافرت آمده ام. ما در هتل کارون شهرخرم آباد هستیم. امروز ساعت پنج و چهل دقیقه صبح بیدار شدم چون باید عازم منطقه توریستی کهمان واقع در شهر الشتر شویم. هوا بسیار خنک و فرح  

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

عبادت به جز خدمت خلق نیست

سه‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 22:48

نویسنده:علی اکبر غلامرضایی دانشجوی رشته ICT

با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم اما اینقدر این خواب صبح لذتبخش و شیرینه که طلبه نمی کنم برای نماز هم از رختخواب بیام بیرون ولی به هر زحمتی شده بلند شده دست و پا شکسته نماز خوندم و باز گرفتم خوابیدم .

حدودا ساعت 30/7 دقیقه از خواب

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

بسم الله گلی

سه‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 22:44

نویسنده:اجمد اکبری- دانشجو 

این خاطره بر می گرده به دوران مدرسه. دوران امتحانات خرداد ماه. این خاطره مربوط به اینه که پد رو مادرها این باور را به ماها القا کرده بودند که اگر پرچم این گل که شبیه «بسم»است زیر زبونت بزاری بری امتحان قبول میشی. منهم هر موقع می رفتم امتحان سر راهم گل اقاقیا (بسم الله گلی)را می دیدم و چون از بچگی قدم از  

                                                                                                       

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

چگونه گدایی نکنیم

شنبه 25 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 22:10

نویسنده: دانشجو 

طبق روال هر روز به سمت ایستگاه مترو خسته و لهیده میرم ، انگار گه راهپیمایی 22 بهمن! وارد سالن که می شوم باید یک میل یک میل قدم بردارم ، در این موقع است که آدمی باید با خط 11 بره (زودتر می رسد خدا گواهه!)

در فکر اینم که

به چه صورتی خودم رو به پشت خط های قرمز برسونم ، خلاصه با تکرار جمله (اجازه بدید)نم نمک به محل مربوطه می

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

می خواستیم کمک کنیم...

شنبه 25 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 22:00

نویسنده: احمد اکبری- دانشجو 

خوب این ماجرا تقریبا و تحقیقا مال 12 سال قبله ماه مبارک رمضان بود و قرار بود مسجد دم خونه مون افطاری بده. خوب برو بچه ها هم که جون می دادند برای اینجور دله خوریا غلط نکنم یه 70تا بچه از 2 ساعت قبل از اذان دم در مسجد خیمه زده بودند و خلاصه خیابون بسته شده بود یک پیرمردی ام که بابای مسجد بود(خادمش)بیچاره عین دو ساعتو با چوب دستی این  

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

کوری عصا کش کوری!

جمعه 24 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 16:42

نویسنده : عرفان کلهر دانشجوی IT

به نام خداوند اعتقاد و انرژی و شادی

ساعت 12 شبه. خیلی خسته ام تازه از فوتبال اومدم. امشب از اون شبایی بود که من خیلی بازی کردم. بگذریم باید سریع بخوابم چون فردا 5 صبح باید بریم شمس آباد قم دو تا ماشین اسقاطی ها رو تحویل بدیم . امید(برادرم)برق را خاموش کرد و خوابیده. ما خونه پدر بزرگمون هستیم چون باید با محمد(داییمون)بریم. ما برقارو روشن کردیم که ادامه مطلب ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

یک روز از خدمت سربازی

جمعه 17 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 20:29

نویسنده:علی زمانی 

امروز ما 1 ماه و 1 هفته است که در پادگان آموزشی دژبان مرکز هستیم. ساعت 4:30 دقیقه صبح است . سرکار محمد پور که سرباز صفر است با صدای بلندی برپا میدهد و میگوید آموزشی بلند شو داره آفتاب درمیاد. من از زیر پتو به او میگم که حالا کو تا آفتاب، جون مادرت بگذار 5 دقیقه دیگه بخوابیم. اون در جواب

ادامه مطلب ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

درس خواندن با کیک های خوشمزه!

چهارشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 13:44

نویسنده :توحید اسداله مطلق 

وای ساعت شد4 نصف شب هنوز من نخوابیدم .........اگه الان فردا بود مشکل نداشت آخه تا لنگ ظهر فرداش می خوابیدم ولی شنبه است باید هفت صبح بلند شم برم دانشگاه از اون ورم تا 7 شب اونجا ام پس بخواب بد بخت که فردا بیچاره ای.....zzzzzzzz

بلند شو بلندشو / کیه نمیذاره

من یه ساعت راحت بخوابم اه  مادرمه /چیه مامان چی کار داری/پاشو پسر دیرت میشه ها ساعت یه ربع به

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

یک روز بیکاری

چهارشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 13:17

نویسنده:دانشجوی دانشگاه علمی کاربردی 

امروز سه شنبه بیستم اردیبهشت هزاروسیصدو نود ساعت پنج و سی دقیقه صبح با صدای زنگ ساعت  از خواب بیدار شدم . وقت زیادی به طلوع آفتاب نمونده بود ، سریع وضو گرفتم و به نماز ایستادم . بعد از اینکه نمازم تموم شد رفتم سراغ کتابها و جزوه هام و مشغول درس خوندن شدم . وقتی گوشیم زنگ

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

همه پیروزی های روزانه من

شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 15:20
نویسنده : رضا ایرانی (دانشجوی مخابرات- دانشگاه علمی کاربردی )
امروز ساعت 15/6 یعنی یک ربع زودتر از زمانی که قرار بود گوشی موبایلم با ان صدای انکر الاصواتش بیدارم کند، اولین فحش را نثار زندگی کردم . خیلی وقت ها این اتفاق برایم می افتد . شاید این نبردی است که بین طبیعت و تکنولوژی ایجاد شده و طبیعت در پی اثبات این نکته است که هنوز
ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

با پرسه های شبانه

شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 15:19
نویسنده:حوریه توکلی (دانشجوی مخابرات - دانشگاه علمی کاربردی)
 به همراه پرسه های شبانه تا دم صبح با شعر و ترانه آمدم . به آسمان خیره شده بودم و به دنبال ستاره ام می گشتم،ای ستارۀ من ؟!در آسمانی و خبری از
ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

یکروز از خانه تا دانشگاه

شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 15:17
نویسنده :فهیمه حیدری (دانشجوی مخابرات- دانشگاه علمی کاربردی)
این صدای زنگ بیداری است که برای من یعنی شروع روز جدید و تجدید بیعت با خدا. برنامه ی کلی روزم را مرور می کنم ،یا علی و بلند می شوم . ساعت شش صبح روز پنج شنبه
ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

درباره کتاب دا

شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 15:15
نویسنده : مجتبی طایفه طاهر لو(دانشجوی حقوق گرایش شورای حل اختلاف - دانشاه علمی- کاربردی)
درباره کتاب "دا" نوشته زهرا حسینی به ا هتمام اعظم حسینی، چاپ صد و دهم، انتشارات سوره مهر
مشخصات کتاب :
812 صفحه ،11برگ فهرست ،پنج بخش تا صفحه 729، ضمائم از صفحه 733تا 752 ، عکس ها 757 تا 787 ،فهرست اعلام 787
ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

یکروز در دانشگه

شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 15:14
نویسنده :آرزو پور رمضان(دانشجوی رشته مخابرات - دانشگاه علمی کاربردی)
گوشی ام را برای ساعت 45/5 دقیقه کوک کردم و حالا زنگ می زند چون تا دیر وقت تمرین های ریاضی را حل می کردم کمتر خوابیدم و شیرینی خواب به من اجازه بیدرا شدن نمی دهد بنابراین بدون هیچ تاملی زنگ گوشی را خاخموش کرده ،دوباره می خوابم .
ساعت 15
ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

روز بدشانسی من

شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 15:13
نویسنده :سید مهدی موسوی(دانشجوی رشته مخابرات - دانشگاه علمی کاربردی)
ساعت 6 بود که با صدای زنگ  موبایل که خودم آنرا برای خواندن نماز تنظیم کرده بودم بیدار شدم . هنوز ده دوازده دقیقه ای به طلوع آفتاب مانده بود . من هم برای وضو به بیرون از اتاق رفتم چون دم دم های صبح بود هنوز هوا کمی سرد بود به همین خاطر تا وضو بگیرم کلی سرما چشیدم .بعد از
ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

یک روز اردیبهشتی

شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 15:12
نویسنده : مژگان معظمی گودرزی(دانشجوی رشته حقوق – دانشگاه علمی کاربردی)
صبح یکی از روزهای اردیبهشت است . من طبق معمول ار خانه بیرون می آیم تا به دانشگاه بروم . نفس عمیقی می کشم . دیگر از عطر یاس روی دیوار همسایه خبری نیست . کفش هایم با سنگفرش پیاده روی مسیری که هر روز آن را تا ایستگاه تاکسی طی می کنم آشناس
ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

خاطره یک روز من

شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 15:10
نویسنده :معصومه نیک پور
 چشم هایم را باز می کنم و به ساعت نگاه می کنم ، باید برای رفتن به دانشگاه آماده شوم در حالیکه بسیار خوابم می آید مجبور به بلند شدن هستم، صبحانه ام را می خورم و برای رفتن به دانشگاه آماده می شوم، مقنعه ام را بر می دارم و مثل همیشه ده تا پانزده دقیقه را برای گذاشتن آن بر روی سرم صرف می کنم، مقنعه
 گذاشتن خیلی برایم سخت است چون همیشه وقتی روی سرم می گذارم خراب می شود و باز باید درش بی
ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

یک روز زمستانی!

شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 15:08
نوشته از سارا محمدی گلهین  

امروز شنبه 10/10 دومین اول هفته فصل زمستان بی برف و باران و آلوده ی سال 1389 است.
دیشب ساعت تقریبا 1 بامداد گذشته که خوابیدم قبل از خواب چند تا از دوستان قدیمی رو توی فیس بوک پیدا کردم یاد خاطراتمون که با هم داشتیم افتادم طوری که توی خوابم دیدم با دوستانم جمع بودیم کنار هم شاد و صمیمی.صبح ساعت 8 بود
 که با صدای شنیدن
ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

خاطرۀ روز امتحان

شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 15:07
فیروزه کریمی- دانشجوی رشته مدیریت کسب و کار
امروز شنبه است . بیست و پنجمین روز  از دی ماه سال 1389 . روز امتحان ادبیات . دیشب ساعت ده شب بیهوش شدم . قبل از خواب کریستال های روی میز را شستم و خشک کرده و درون جعبه ها گذاشتم . 
ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

روز امتحان

سه‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 16:59

یزدانی (دانشجوی علمی کاربردی)

امروز شنبه است یکی از روز های آخر ترم و همین طور اولین روز شروع امتحانات.

طبق معمول همیشه وقتی که امتحان داریم با استرس زیادی از خواب بیدار شدم البته بیدار که چه عرض کنم اصلا شب تا صبح نخوابیدم از ترس امتحان حتی یک دقیقه خواب راحت نداشتم یک هفته است که از بیم امتحانات شبها کابوس می بینم.

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

یک روز

دوشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 10:28

نویسنده:آقای سهوانی 

با صدای همسرم از خواب بیدار شدم  اما دوباره سرم را زیر بالش کردم و
خوابیدم چون شب قبل دیر به رختخواب رفته بودم واصلاً راحت نخوابیده بودم
بالاخره ساعت

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo